» » مرکز رشد کشاوري

مرکز رشد کشاوري

موضوع : مقالات
  مقدمه
ايران، کشوري است که به دلايل مختلف از جمله:  شرايط اقليمي مناسب و وجود منابع طبيعي فراوان قادر است در طول سال انواع محصولات کشاورزي را توليد کند. با نگاهي به کشاورزي ايران، محصولاتي چون برنج، گندم، چغندر، نيشکر، چاي، زيتون، خرما، کشمش، زعفران، مرکبات، پسته، انواع ميو ه هاي گرمسيري و نيمه گرمسيري، درختان مثمر و غيرمثمر، ابريشم، گياهان زينتي، توليدات گلخانه اي و … به چشم مي خورد که اين تنوع محصول در دنيا کم نظير و گواه وجود سرمايه هاي عظيم طبيعي و ملي است. استفاده مناسب از اين منابع نياز به مديريت، برنامه ريزي و سياستهاي صحيح  و اصولي خرد و کلان دارد .
کشاورزي سنتي که طي آن محصولات توليدي معيشتي بوده و زارع مجبور به کشت و داشت و برداشت محصول زراعي است، هرگز رشد نمي يابد. سياستهاي توسعه بخش کشاورزي درکشور ما همواره با چالشها و تنگناهاي فراواني دست به گريبان بوده است. مشخصه اصلي اين گونه سياستها، عدم انسجام، عدم هدفمندي وناهماهنگي و از همه مه متر تاثيرپذيري از هدفهاي غيراقتصادي بوده است . در تعيين اين سياستها سه عامل مهم توليد شامل : تکنولوژي، سرمايه و نيروي انساني ماهر و متخصص درنظر گرفته نشده يا به اندازه کافي به آنها بها داده نشده است . اين سه عامل، سه ضلع مثلث توليد هستند ک ه بايد ميزان به کارگيري هر کدام متناسب باشد تا توليد شکل بهنجار به خود گيرد. عدم بهره برداري کامل و علمي از منابع طبيعي چون آب، شيوه هاي غلط زراعي، ضعف بنيه مالي اکثر کشاورزان و ابتدايي بودن کشت وکار کشاورزي به علت عدم استفاده از ماشين آلات و مواد و وسايل و شيوه هاي نوين کشاورزي، گسترش روز افزون واحدهاي بهره برداري خرده مالکي، سياستهاي دولت در زمينه عدم توجه کافي به سرمايه گذاري در بخش کشاورزي، اجتناب فارغ التحصيلان رشته هاي کشاورزي از کار در بخش خصوصي، اعتقاد به سنتي بودن توليد کشاورزي، عدم رشد و توسعه شرکتهاي ارائه کننده خدمات تخصصي، سياستهاي غلط قيمت گذاري محصولات، واردات بي رويه، غيراصولي و منفع تطلبانه محصولات کشاورزي، نبود کارشناسان خبره و اهل فن در رئوس مديريتهاي خرد و کلان ساختار کشاورزي، عدم سرمايه گذاري خارجي و بخش خصوصي در بخش کشاورزي و صنايع وابسته، عدم انطباق بازار عرضه و تقاضاي محصولات و ... از جمله عواملي هستند که درکاهش درآمد کشاوزران و صنعتهاي مرتبط با بخش کشاورزي تاثير داشت ه اند. بهترين مثال دراين مورد وضعيت نابسامان چاي، ابريشم وبرنج است که علي رغم خريدهاي تضميني محصول توسط دولت هر سال ش اهد افول بيشتر کيفي و کمي اين محصولات هستيم . اين امر باعث روند نزولي اشتغال بخش کشاورزي در طول زمان و انزواي صنايع جانبي کشاورزي شده است . از عوامل ديگر مي توان به نبود فرهنگ لازم در زمينه توليدات، نبود متخصص ان شاغل در سيستم کشاورزي سنتي، عدم توليد کيفي و بسته بندي متناسب با نوع توليد محصولات، نبود تکنولوژي جديدي در بخش صنايع جانبي و تبديلي، عدم تربيت نيروي انساني ماهر و متناسب با نياز جامعه در سيستم آموزش عالي، عدم تمايل و نداشتن تواناييهاي لازم دانش آموختگان کشاورزي براي اشتغال دربخش خصوصي، سنگين بودن هز ينه هاي تحقيق و پژوهش در بخش کشاورزي، عدم استفاده نتايج تحقيقات و نيز تجاري نبودن نتايج تحقيقات در جامعه، ضايع شدن فرصتهاي شغلي موجود در صنعتهايي مثل چاي و ابريشم به دليل مديريت غير اصولي و واردات و سياستهاي ناصحيح ، عدم برنامه ريزي لازم براي فارغ التحصيلان زن که تعداد آنها در حال افزايش است و …. راهبردهاي حل اين معضلات شامل : برنامه ريزي صحيح و اصولي همراه با سرمايه گذاري در بخش کشاورزي، اصلاح ساختار آموزشي و به روز و کاربردي کردن اطلاعات دانش آموختگان متناسب با بازار کار، جلوگيري از اتلاف هزينه توليد مح صولات کشاورزي، دعوت از سرمايه گذاران خارج ي و داخلي براي سرمايه گذاري در اين بخش، توجيه فارغ التحصيلان کشاورزي و سازماندهي آنها، حفظ مشاغل موجود، انتقال فناوري روز دنيا به داخل کشور و … مي باشد. اما راهکار اساسي که بسياري از موارد بالا را پوشش مي دهد، ايجاد شهرکهاي توليدي و تحقيقاتي و به خصوص ايجاد پارکهاي علمي وفناوري و مراکز با موضوع کشاورزي است.
 
راهکارهاي موجود در توسعه بخش کشاورزي
در بسياري از کشورها برنامه ريزي مدوني براي غلبه بر محدوديتهاي فوق الذکر و ايجاديک پل منطقي بين علم و عمل اجرا شده يا دردست اجرا مي باشد. در کشور ما دستيابي به رشد اقتصادي حداقل 8 درصدي در سالهاي باقيمانده برنامه سوم توسعه تعيين شده است که راهکارهاي ارائه شده در بخش کشاورزي به اين شرح اعلام گرديده است : ايجاد سيستم کامل پوشش بيمه اي محصولات کشاورزي، ايجاد زمينه هاي لازم براي توسعه کشت گلخانه اي، راه اندازي تعاوني هاي اعتبارکشاورزي غير دولتي در مناطق روستايي، تامين نهاده­هاي کشاورزي به ميزان کافي و در زمان مناسب، عنايت ويژه به تامين يارانه به خصوص تعرفه محصولات کشاورزي، حمايت در ايجاد و توسعه پايانه­ها و مراکز توزيع محصولات کشاورزي، آزاد سازي قيمت محصولات کشاورزي، اجراي طرحهاي توسعه اقتصادي و اجتماعي چند دشت در حوزه هاي آبريز مطالعه شده، تغيير گرايش از توليد به ارزش افزوده بيشتر، پياده کردن راهبردها و خط مشي هاي ارائه شده بدون اصلاحات راهبردي کلا ن ميسر نيست و اصلاحات بخشي نيز فقط در صورتي که در راستا و سازگار با اصلاحات کلان باشد، منطقي است . اجزاي اصلاحات راهبردي کلان را مي­توان مشتمل بر اين موارد دانست: مشارکت بخش خصوصي، کمک به توسعه شرکتهاي کوچک و متوسط در بخش کشاورزي، رشد بخش خدمات کشاورزي، تقويت شرايط رقابتي بازارهاي داخلي در تعامل با بازارهاي جهاني از طريق کاهش تدريجي موانع تعرفه اي، گسترش و تعميق بازار سرمايه، افزايش انعطاف بازار سرمايه، کاهش نرخهاي ماليات و همزمان گسترش پايه هاي مالياتي به صورت صحيح و علمي، محدود ساختن انحصار غيرطبيعي، ايجاد ثبات در سياست گذاريهاي اقتصادي، اجتماعي، گسترش بازارهاي منطقه اي، تقويت فضاي مشارکت بين المللي بين کارگزاران داخل با بنگاههاي اقتصادي بين المللي.
 
امکان رشد بخش کشاورزي از طريق توسعه تحقيق و نوآوري
رسيدن به رشد اقتصادي مناسب در بخش کشاورزي، نياز به برنامه­ريزي منسجم در مراحل مختلف داشته و سرمايه گذاري براي توسعه نوآوري و خلاقيت و تجاري سازي ايده بايد به عنوان يک ضرورت راهبردي اين بخش در نظر گرفته شود. در اغلب کشورهاي توسعه يافته براي اين امر مهم، مدلهاي طراحي شده است که در اينجا به بررسي يکي از اين مدل­ها مي­پردازيم.
در اين مدل، تغذيه و سلامتي ، توليدفرآورده هاي کشاورزي و صنايع وابسته نتيجه همکاري همه بخشهاي علوم زيستي است. موفقيت در توسعه تحقيقات و نو آوري اين دوسطح، بر سطح ساختار مکعبي توليد پايداراستوار است . اين ساختار اغلب به تحقيق، توسعه و تجاري سازي بيشتري نياز دارد تا اساس توليدات قابل رشد را براي رشد پايدارتامين کند. سرمايه گذاري استراتژيک در نوآوري – شامل تحقيقات کاربردي و تجاري سازي فناوري – در اين سه سطح يک فرصت آشکاربراي رشد است. پرداختن به اين سرمايه گذاري استراتژيک بر ساختاري از تحقيق و توسعه براي سيستمهاي توليد پايدار قابل اجرا است .
شناخت ،(Business) چارچوب کسب و کارنيازهاي تحقيق و توسعه و فرصتهاي موجود در هر سه سطح فوق را بر عهده دارد و آن را توسعه مي دهد. در مدل فوق از نتايج تحقيقات پايه اي و کاربردي به همراه برنامه­هاي توسعه فناوري و تجاري سازي براي سرمايه گذاري درتوليد محصولات کشاورزي و مواد با ارزش افزوده بالا و نيز توليدات زيستي استفاده مي شود. حاصل چنين فرآيندي ايجاد يک سيستم پايدار توليد خواهد شد که مي تواند مبناي برنامه ريزي در ساير بخشهاي وابسته به آن قرار گيرد. موفقيت در توسعه تحقيقات و سيستم نوآوري، موفقيت ساير بخشها را تضمين مي کند و اجازه رشد از راههاي ميان­بر را  مي دهد. اهميت نوآوري چنان است که در کشورهاي توسعه يافته کنوني جايگاه ويژه اي براي افراد خلاق، نوآور و کارآفرين قائل مي شوند. ايجاد بستر مناسب براي رشد کارآفرينان تاثير شگرفي بر اجتماع دارد که عبارتند از: اشتغالزايي، توليد ثروت، ايجاد وتوسعه فناوري، ترغيب و تشويق سرمايه گذاري،شناخت و ايجاد و گسترش بازارهاي جديد،سازماندهي و استفاده اثربخش از منابع موجود .
براي نيل به چنين هدفهايي، راهکارهاي مختلفي تجربه شده که از جمله آنها احداث پارکها و مراکز رشد فناوري مي باشد.
 
تاريخچه و مفهوم انکوباتور
ايده انکوباتور در ايالات متحده در اوايل دهه 1980 با ظهور فرهنگ کار آفريني قوي تر به جود آمد . در اروپاي غربي و مرکزي، انکوباتور به عنوان مکانيزم موثر براي کاربرد پتانسيل علمي دانشگاهها و موسسات تحقيقاتي و همچنين استعدادهاي مهندسان در کاربردهاي تجاري، توجه همگان را جلب کرد. انکوباتورها همچنين به عنوان روش به کارگيري مجدد متخصصان و محققان با کيفيت بالا مفيد مي باشد. انکوباتور به طور گسترده به عنوان ابزار ايجاد شرايط کنترل شده براي توسعه شرکتهاي جديدي و استقرار افراد خلاق ايده هاي نو تعريف مي شود. شرايط کنترل شده شامل حداقل سه منبع : تسهيلات پشتيباني، مشاوره اداري و تخصصهاي حرفه اي از قبيل :مديريت، بازاريابي، حسابداري و خدمات مالي و قانوني مي باشد. در حال حاضر 3200انکوباتور در زمينه هاي مختلف در جهان وجود ارد که سهم ايالات متحده و کانادا 800 مرکز و سهم آسيا 900 مرکز است و در ايران تاکنون مرکز که اکثر آنها در زمينه فناوري اطلاعات فعاليت دارند، تاسيس شده است. انکوباتور يک واحد فيزيکي، يک ساختمان مجزا يا مجموعه اي از ساختمانها است که در آن نوآوران با هم جمع مي شوند تا يک تجمع هميشگي داشته باشند. براي پشتيباني ايجاد شرکتها، انکوباتورها بايستي کارکردهاي زير را انجام دهند مساعدت و ياري در هدايت مطالعات امکان سنجي بازاريابي و تکنولوژيکي و آماده سازي  R&D برنامه مساعدت در به کارگيري سرمايه و آماده سازي جهت تجاري سازي و بازاريابي و فعاليتهاي R&D ايده هاي نو، تجاري سازي نوآورانه، ارتباط تنگاتنگ با مراکز علمي و تحقيقاتي، فراهم کردن امکانات فيزيکي مناسب براي انجام هر پروژه شامل: دستگاهها و تجهيزات آزمايشگاهي و لوازم اداري، ارائه راهنماييهاي مديريتي، بازاريابي و ايجاد يک فضاي حرفه اي، ارائه خدمات منش گري، اداري، نگهداري ،خريد، کتابداري و حقوقي، فراهم نمودن شرايط براي تجارت علوم کشاورزي، پرورش جذب و نگهداري کارکنان، محققان و مديران علوم کشاورزي که کيفيت کاري بالايي دارند، جذب سرمايه هاي دولتي و خصوصي، ارائه خدمات آموزشي تخصصي.
 
ويژگيهاي انکوباتور کشاورزي
تمرکز مجموعه اي از فعاليتهاي پژوهشي و تحقيقاتي به هم پيوسته، ضمن ايجاد رابطه تنگاتنگ و همکاري متقابل، تاسيس انکوباتورهاي کشاورزي مبتني برتحقيق، نوآوري و افزايش قدرت رقابت، تشويق شکل گيري و تجاري کردن نوآوريها و خلاقيتها و به طور خلاصه تجاري کردن ايده ها و دستاوردهاي تحقيقاتي در زمينه کشاورزي،  تسريع در انتقال اطلاعات، تکنولوژيها و مهارتهاي تجاري، به شرکتها و واحدهاي تحقيقاتي و اقتصادي موجود در انکوباتور، برنامه ريزي به منظور دستيابي به تکنولوژي جديد و پيشرفته و رقابت از پايين ترين سطح) شهر يا شهرستان(  تا بالاترين سطح ) بين الملل(، جذب افراد متخصص و ماهر نظير: اساتيد، محققان، مهندسان، کارشناسان تحقيق و توسعه، دانشجويان فوق ليسانس و بالاتر،  جذب و پرورش موسسات کوچک و نوبنياد تحقيقاتي و پژوهشي، قابليت زايش و ايجاد تکنولوژيهاي جديد،  اعمال مديريت مشترک بخش دولتي، دانشگاهي و خصوصي در سازماندهي و مديريت انکوباتورهاي کشاورزي.
 
دلايل توجيهي براي ايجاد مرکز رشد کشاورزي
اگر چه هر شهر يا کشوري ممکن است دلايل متفاوتي براي ايجاد مراکز رشد داشته باشد، ولي عموما هدف اوليه از تشکيل يک انکوباتور، افزايش تعداد شرکتهاي کوچک و متوسط دانش محور و کا رآفرين است تا در يک محيط اقتصادي به فعاليت بپردازند. از اين شرکتها به عنوان پشتوانه بخش خصوصي براي کمک به تنوع اقتصادي نام برده مي شود .
کشورهاي در حال توسعه مثل کشور ما که تجربه چنداني در اين زمينه ندارند، ممکن است از انکوباتورها و پارکهاي فناوري براي جذ  سرمايه گذاري خارجي براي ايجاد شغل وهمچنين افزايش درآمد مالياتي استفاده نمايند .
سرمايه گذاران، شبکه هاي استراتژيک، اجراي تحقيقات، انتقال فناوري و تجاري کردن فناوري، هر کدام سهمي از تحريک همه سرمايه داران به تسخير ارزش و منفعت حاصل از تلاشهاي علمي ايفا مي کنند. توسعه چارچوب استراتژيک، روشهاي تشريک مساعي جديد را توصيه مي کند که تحت هدايت غير مستقيم يک ساختار دولتي قرار گرفته است. تبديل چارچوب نوآوري به طرح تيپ شغلي تضمين شده و جوابگو، يکي از چند قدم اول است. در مرکز رشدي مثل مرکز آلبرتا، يک چارچوب کاري مشخص از يک مدل راهنما، شبکه استراتژيکي و ساير مکانيزمها، با توجه به نياز، فرمانها و دستورهايي را در رابطه با مسير کاري و اهميت آن صادر مي کند. شبکه کاري شامل مجموع هاي از گروههاي سرمايه دار در زنجيره تحقيق و نوآوري است و به طور مستقيم مسئول تحقيقات کشاورزي هستند. سازمان تحقيقات کشاورزي آلبرتا و مجموعه سرمايه گذار در مشارکت يا سرمايه داران بوده و برنامه هاي کاري استراتژيکي را تنظيم نموده و استراتژي مورد نياز را معين کرده و تضمين مي نمايند که سرمايه با مسير استراتژيکي همگام خواهد بود و باعث تسهيل در جذب منابع صنعتي مي شوند .اجراي اين عمل بر پايه سرمايه گذاري در مراکز ابتکار و نوآوري بوده و سبب تشکيل تحقيقات اکتشافي پايه براي موفقيت در تجاري کردن تکنولوژي، عرضه محصولات و… در نهايت رشد اقتصادي مي شود. در اين مدل مديريت صنعتي، مسير استراتژيکي و سرمايه گذاري، مقدمه ساير  مراحل و فرآيندها است.

محورهاي پيشنهادي فعاليتهاي انکوباتور کشاورزي
پذيرش و استقرار شرکتهاي فناور در مرکز رشد طي فراخواني که به طور گسترده از طريق رسانه هاي گروهي انجام مي شود و از واجدين شرايط براي ارائه ايده هاي محوري نو در زمينه امور تخصصي کشاورزي دعوت ميشود.محورهاي فعاليت انکوباتور کشاورزي عبارتند از:
راه اندازي سايت اطلاع رساني مرکز رشد و امکان دسترسي به اطلاعات بر اساس اين ايده که«Information is Power» :  فراهم نمودن شرايط براي جذب شرکتهاي کوچک و متوسط در زمينه کشاورزي با ايده هاي نو پرورش آنها در مرکز رشد، تلاش بر اي ايجاد ارتباط گسترده الکترونيکي در زمينه هاي مربوط به کشاورزي از جمله :
خدمات الکترونيکي بازرگاني الکترونيکي و تامين نيازهاي صنايع جانبي بر اساس محور توليدات کشاورزي، آموزشهاي تخصصي و اطلاع رساني و برگزاري دوره هاي کوتاه مدت و بلند مدت کارآفريني و توجيهي شرکتهاي نوپا، حمايت از نوآوران و تزريق ايده­هاي نوين براي اجراي پروژه­هايي در زمينه کشاورزي و جذب افراد فعال، توانمند و داراي خلاقيت و نوآوري، برنامه ريزي براي جذب سرمايه هاي بخش خصوصي در ايجاد اشتغال در بخش کشاورزي، توسعه مرکز رشد کشاورزي براي پو شش دادن کل محصولات کشاورزي و شرکتهاي مرتبط با آن  ارائه طرحهاي جديد براي افراد سرمايه گذار و سرمايه گذاري براي ايده­هاي نوين، تلاش براي بستر سازي مناسب براي ارتقا و توسعه فناوري کشاورزي در کشور، برنامه ريزي براي جذب سرمايه گذاري بخش خصوصي در امر تحقيقات کشاورزي، نظارت مديريتي بر عملکرد واحدها و شرکتهاي نوپا و تلاش براي حصول اهداف اوليه تاسيس مرکز رشد، نظارت بر هزينه ها و جلوگيري از اتلاف سرمايه و انرژي.
نتيجه گيري
افزايش فاصله و شکاف بين بخشهاي آموزش و تحقيقات با بخش توليد خدمات در دنياي امروز به خصوص در بخش کشاورزي ايجاد سازمانهايي براي پر کردن اين فاصله را ملزم مي کند. نوع مشکلات و هزينه هايي که اين سازمانها با آن دست به گريبان هستند، ايجاد و بقاي آنها را با مشکل جدي مواجه مي سازد .
ايجاد پارکهاي تحقيقاتي و انکوباتورها به عنوان مجموعه­هايي که وظيفه حمايت و هدايت موسسات و شرکتهاي تحقيقاتي را به عهده داشته باشد، طي چند دهه گذشته در غالب کشورها پيگيري شده است . عملکرد مناسب پارکها در حل معضل فوق و اثرات جانبي ناشي از آن يعني تسريع در روند انتقال فناوري، اشتغال­زايي براي فارغ التحصيلان جوان و تجاري سازي نتايج تحقيقات، پارکها و انکوباتورها را به يکي از پر شتا ب ترين مجموعه هاي فعال در جهان امروز تبديل کرده است. آينده ما را به سوي حرفه ايگري مترقي در طراحي و اجراي پارکهاي فناوري و انکوباتور دعوت مي کند که شامل مديريتهاي متفاوت، اشکال خلاقانه امور مالي و امتحان عملکرد است .کارگاههاي مديريت شده زير فشار در هر جايي به فعاليت خود ادامه خواهند داد تا اقتصادي ثابت و موثر داشته باشند؛ زيرا صندوق مالي دولت براي چنين فعاليتهايي کاملاً غير قابل اعتماد به نظر مي رسد. با اين درک و شناخت رو به رشد که فعاليتهاي ف ناوري محور، امروزه موتورهاي واقعي پيشرفت اقتصادي هستند، انکوباتورهاي تجاري و نظام پارک در تمام دنيا گسترش يافته است. در تحول اقتصادها نيز همانند صنعتي سازي، علاوه بر سختي تعيين کميت، آثار اجتماعي و اقتصادي آنها در حال بروز است. مي توان گفت که پروسه ايجاد سرمايه ريسک پذير بيشتر هنر است تا دانش .
در بيشتر کشورها، شيوه هاي گوناگون اجرايي بايد از طريق هم افزايي آژانسهاي مولد که شامل سرمايه گذاري ريسک پذير و محورهاي علمي مثل دانشگاهها مي شود، يکجا جمع شوند. بدون چنين انعطاف پذيري و پاسخگويي کاملي در برابر چالشهاي جهاني سازي، کارگاههاي مديريت شده ممکن است تاثير و ارتباط با يکديگر را از دست بدهند. با توجه به تجربيات جهاني به نظر مي رسد ايجاد پارکها و انکوباتورهاي تجاري و تحقيقاتي کشاورزي در کشور مشروط به رعايت برنامه ريزي هاي آزمايشي و سرمايه گذاري مناسب بتواند نقش موثري را در تکميل چرخه تحقيقات و نيز تجاري سازي نتايج تحقيقات ايفا نمايد. همچنين اين موضوع مي تواند با تسريع در روند انتقال ها، بخشي از مشکلات SME فناوري و گسترش کشاورزي جامعه ما را حل کند و باعث تسريع رشد و توسعه اقتصادي کشور گردد .در واقع مراکز رشد جزو ارکان و الزامات توسعه علمي  و فني کشور به شمار مي روند.